X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

هیچ چیز نتونست من رو عقب بندازه جز ماه مبارکرمضان . هرچ یبیمارستان رفتم و هیچ یاین مدت مریض شدم و قلبم و....نتونست من رو به خوا ببندازه ولی تو این ماه رمضون دیگه سر پا سرپا خواب میرم ..دیروز بعد از ساعت کاری دقیقا حکم یک عد دفشنگ رو داشتم که پریدم مهد سنجد و بچه رو برداشتم از اونجا . سریع رفتیم خونه و سنجد گیر داده بود من تو مهد کیک خامه ای نخوردم باید بهم بدی..کلی توجیحش کردم کیک خامه ای ندارم ....و رفتم از این بینگو ها بهش دادم ابمیوه دستش دادم رو مبل دراز کشیدم. تب لت روشن بود تی وی هم رو کارتون واقعا دیگه هیچی نفهمیدم ...یک زمان دیدم سنجدک داره صدام میکنه سرم رو برداشتم بله دارند اذان میگن و کودک نازنین من تنها چیز یبه ذهنش رسیده مامان پاشو شب شده غذا بخوریم ..چون دو سه روزه بهش گفتم من شبها فقط چیزی میتونم بخورم حالا بچم دیده غروب شده بیدارم کرده .بیدار شدم و افطار کردم و بعد با سنجد مشغول شدیم..دوقلوها اومدندو منهمزمان داشتم سحر ی میذاشتم کارشون رو هم انجام دادم .....

بعد رفتنشون سنجدک رو خوابوندم میدونستم 5 شنبه باز رو زکاریم هست زنگ زدم دوستم اخر شب بیاد که سنجد رو نبرم سرکار . و دوستم هم اومد دیگه منم سحری خوردم و مجدد رفتم بخوابم که تا سحر نشد و بعد اذان خوابیدم و صبح زود بیدار شدم اومدم سر کار امروز کار زیادی ندارم و منتظرم فقط تا ظه رکه بعدش برم بخوابم ...برم خونه...

امشبم افطاری دعوتم که باید زود بیدار شم  . میخوام قبل افطار براشون کیک درست کنم همرام ببرم چون میدونم اهل شیرینی و... زیاد نیستند از بیرون ببرم ولی کیک های من رو دوست دارند...

دیروز تعجب کردم که تا اذان خوابیدم امیدوارم امروز اوضاع بهتر باشه و بتونم تا شب دووم بیارم ..

من دارم بیهو ش میشم ولی مینویسم ...به جای اب و غذا روزه خواب گرفتم

[ پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ] [ 10:13 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 57048