X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

خیلی وقته ننوشتم .انگار نمیتونستم بنویسم .انگار یک چیزی یک جایی کم بود  کجای دنیا هستم من خدایا.

ممنونم از همه دوستانی که تلگرام من داشتند و دوستان مجازی که تبدیل شدن به دوستان حقیقی و حمایتم کردن این روزهای سخت رورهایی پر از تشنج و استرس روزهای سخت من 

مدت زیادی نگفتم و چاره هم نداشتم چون خیلی تصمیمات سختی بود .تمام این مدت رو داشتم با فشار تحمل میکردم  تو چند بخش میگم 

تمام دوستان میدونند که ، من با راهی به مشکل خورده بودم و اساسی هم بود و هست .فشارهای روانی که راهی به من میاورد واقعا دیگه امانم رو بریده بود .تصمیم گرفتم راه چیدا کنم برای در رفتن از ماجرا 

راه توافق که جواب نداد چون راهی زد زیرش .هرراهی که به نظرم میرسید رو امتحان کردم .

نتیجه تمام اندیشه های من ،شد اینکع بتونم پاسپورت جور کنم و از ایران برم  .رفتم دنبالش و از راه قانونی ووغیر قانونی بالاخره تونستم بگیرم و خوب هزینه هنگفتی کردم برای پاسپورت ها

تا اینجای ماجرا بد نبود ولی بدی ماجرا اینجا بود من نمیتونستم هزینه ویزا برا اروپا وو....نداشتم مجبور بودم برم  کشورهای اطراف و خوب طبیهعتا به خاطر زبان ترکیه رو انتخاب کردم 

و البته تحقیقات کردم که مثلا کم هزینه ترباشه و ......

راه به ترکیه رفتن ساده بود ، من تو روزهای سخت اومدم و جنع کردم و زندگیم فروختم از کارم استعفا دادم 

خیلی قول کمک گرفتم از اطرافیان خیلی ها گفتن برو کمکت میکنیم و .. هر چند هرکس مشکلات خودش رو داره  

من حتی برای کار اقخدام کردم و رفتم  و کارم هم اومد 

زندگی رو فروختم و .......راهی ترکیه شدم  با ایترس زیاد من و سنجد کوچکم روزهای سخای رو گزروندم روزهایی پر از تنش 

خانوادم نمیدونستند هیچ خداحافظی نکردم حتی میتونم بگم بهوخیلی از دوستانم هم نگفتم  .... 

البته قبل رفتن چند روز مونده به رفتن  فهمیدم یکم محاسبات مالیم اشتباه شده و اونقدری که باید سرمایه رفتن ندارم ولی خیلی دیر بود ،بلیط هام دستم بود و من راهی سفر نامعلوم 

[ دوشنبه 17 آبان 1395 ] [ 22:49 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 58222