X
تبلیغات
زولا

نوشتن از روزهایم
 

دیروز برخلاف هرهفته چون سه شنبه کلینیک نرفته بودم و باتوجه به اینکه مریض نازنینی داشتم و داشت میرفت از ایران مجبور شدم برم کلینیک

ماجرای مریض مااینجوری بود که چون یکی از اقوامشون ایران تحت نظر بود خودش ساکن امریکاست و اومد ایران و به تشویق همون فامیل نازنین اومد پیش من .خوب اضافه وزن یکی از مشکلاتش بود مشکل بعدیش دیسک گردن بود خوب ما تلاش کردیم ایشون تو یک ماه هم کمی تا قسمتی لاغر شد چون قطعا 105 کیلو تو یک ماه نمیشد باربی بفرستیم که . و البته مشکل گردنش هم حل شد ولی من بهش گفتم چند ماهی راحتی وزنت کمتر کن ولی دیسک گردنت کامل برطرف نشده در هرحال دیروز خداحافظی ایشون بود .دلمون براش تنگ میشه بسیار مهربون و خوش روبودند خدا به همراهش

مهد سنجد مربی شنا اوردن از فدراسیون همین بازیهای تو اب و.... سنجد خان مجدد شنا میره پارسال که هیچی یاد نگرفت امسال هم به همون اب بازی ما راضی هستیم ...

جالب اینجاست به من نگفته بود مدیرش گفت بهم بهش میگم سنجد چرا نگفتی گفت مامان خودت اونروز گفتی من پول ندارم ماشین بخرم من بهت گفتم ماشین بخر پیاده نریم ..منم گفتم پول نداری من برم کاس .الهی من قربون تو برم که میفهمی گفتم مامان جان ماشین پول زیاد میخواد کلاست زیاد نیست میفرستم ..بعدم تو غصه پولش نخور هرجا خواستی بگو که البته حرفم عواقب داشت چون لیست بلند بالایی تقدیمم کرد

دوست من قراره تا جمعه تصمیمی بگیره فعلا کاری نکرده منتظر نظرات هست

بنا به تشخیص پزشک متخصص من یک هفته باید مایعات بخورم تا دفع ویروس داشته باشم ...فکر کنم خودم تموم بشم ویروس که جای خود داره از دیروز این روند ادامه داره تا هفته دیگه اصلا جامدات نخورم میدونم که برا پوست و لاغری و... هم خوبه .که البته فعلا برگشتن صدای من بینوا از اوجب واجبات هست .

اخر هفته خوبی د

[ پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1396 ] [ 12:23 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 65331