X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

خستم شدید ها .من نمیدونم این خستگی من چرا تموم نمیشه ..البته خوب برا کسی که تمام اخر هفته هم یا کلاس یا درس یا سرکار طبیعی هست من از خودم توقع دارم هرکار میکنم بکنم ولی خسته نشم

دوشنبه باز هم ماموریت داشتم باز هم سفر یک روزه و باز هم مکلات عدیده .به اجبار سنجد رو باید میبردم خونه دوست گرامی .شب بیرون بودند اونها منم گفتم میمونم خونه بعد اخر شب سرراه بیاین من رو هم ببرید کلینیک بودم تا 9 بعدم اومدم خونه شام سنجد رو دادم و کارهام کردم دیروقت اومدن دنبالم سنجد رو خواب بغل کردم بردم اونجا خوابید خودم هم فرصتی نشد بخوابم ..

بیدار شدم رفتم فرودگاه و باز ماجراهای ما شروع شد اونجا هم تمام مدت سرجلسه بودم مغزم پوکید

بچه دوستم مریض ویروس شده بوبد صبح که به من گفت گفتم سنجد بفرست مهد بزار هم نگیره هم به بچت برسی که اونم فرستاد مهد و سنجدک موند مهد و عصر شوهرش برده بود خونه مادرش از ترس اینکه مریض نشند هرکدوم یک طرف درمیرند .اما مریضی اون طفل معصوم هم از کس دیگه بود .من خودم به مخض مریضی خودم یا سنجد سریع میرم تو قرنطینه و بیرون نمیام که دیگران رو مریض نکنیم چون واقعا سخته بچه مریض بشه

اخر شب اومدیم خونه کلی کار داشتم سنجد خوابید و من مشغول کارهای خونه شدم و بعدم زبان خوندم امتحان دارم هم دانشگاه هم زبان اونوقت هیچی نخوندم تو عالم خواب بودم گوشیم زنگ خورد یکی از دوستان با تعجب گفت سانی خوابی .منم گفتم سانی و زهرمار اخه دیونه الان وقت زنگزدن گفت اخه هیج وقت الان خواب نبودی .دیدم راست میگه همیشه مثل جغد بیدارم خو

موهام رو کوتاه کردم از ته کاملا دلیلش شخصی و جهت سلامتی بود نه عاشقی نه چیزی ولی راضیم فقط مشکلم اینه من اهل مرتب سازی نیستم و خوب زیر مغنعه جلوش خوب نمیشه

اخر هفته عروسی دعوتم گرگان نمیدونم برم یا نرم دوست دارم برم ولی مشکل بسی بسیار هست

الانم نشستم سرکار دارم فکر میکنم چه باید کرد و چه نکرد تا این خستگی جبران بشه

امید دارم تا اخر هفته ببینم چی میشه

[ سه‌شنبه 2 خرداد 1396 ] [ 15:58 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 55957