X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

اخرهفته هم تمام شد نگاه میکنم میبینم هرروز داره میگذره این عمر گرانبها ولی خوب ما کاری نمیکنیم فقط روزگار میگذرونم

این روزها حسابی با خودم کلنجار میرم ..روز 4 شنبه شوک بزرگی بهم وارد شد حمله درتهران میدونم همه ترسیدندمنممثل همه والبته یک تذکر جدی بود برام...

امنیتی که دیگر نیست صحنه هایی که عکس ها رو دیدم یخ کرده بودم و حسابی درگیرم کرده هنوزم درگیرشونم ..

تصویر سازی چیدن پازل و.....ترسی شگرف ترسی بزرگ و منی که ناتوان این صبرم ..

از خدا میخوام خودش کمک کنه

پنج شنبه تولد دعوت بودم .روز قبلش دوستم بیرون بود گفتم میتونی لباط بگیری بار سنجد چون هم تولد دعوتم و هم جشن پااین سال گفت اره . رفت گرفت دستش درد نکنه شب دیدم فقط تنها جایی میتونه بپوشه خونه خودمون اونم چی ؟ کسی نباشه ..من نفهمیدم این سلیقه رو از کجا دراورده واقعا ....

نمی دونم شایدم درگیر بوده نتیجه این قضیه این شد که پنج شنبه خودم رفتم وخرید کردم اتفاقا با قیمت مناسب و البته دو سه سری که دیگه لنگ نمونم

شبش هم تولد حسابی خوش گذشت

دیروز هم دوستان زنگ زدن بیا افطار بریم بیرون که ما رفتیم و خوش گذشت اخر شب اومدیم خونه سنجد خوابید و منم یکم کارهام کردم یکم چرخیدم و بعد خوابیدم و صبح امروز کاملا خسته اومدم سرکار .

توان ندارم ماه رمضان هستو روزه سخت ولی چیزی توان من گرفته روزهای پیش رو و استرس هست استرسی ماندگار

[ شنبه 20 خرداد 1396 ] [ 09:30 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 58222