X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

یک روزهایی هست پر از گلایه ای و روزهایی هست پر از تشکر 

خبری در راه هست خبری خوب روزهای خوب و من منتظرم نمیدونم چی بگم دست تقدیر داره سمت خوبی میره و من همش دعا میکنم اخر  وعاقبت ماجرا ختم به خیر بشه 

شما هم دعا کنید برای هر انچه خیری که باید در مسیر ما قرار بگیره من منتظر هستم و میدونم این انتظار پایان داستان هست 

روزهای خوب میرسه من مطمئنم خبر های خوب را مطمئن ام 

خدایا برای همه چیز شکر برای روزهای خوبت برای لحظه های خوبت شکر

مجدد این هفته رفتم ماهشهر پدرم در اومد رسما 5 صبح از خونه رفتم بیرون و یک بعد از نصف شب برگشتم سفری به غایت سخت 

البته کلی هم کار کردم تو اون بازه و تو اون شهر

سنجدک خونه یکی از دوستان گذاشتم و چون خونشون دور هست به خونه ما شب برگشتم نرفتم دنبال سنجد و با نزدیکی خونه ما به فرودگاه رفتم خونه خوابیدم .میتونم بگم نخوابیدم فکر کردم اولین شب بود سنجد پیشم نبود .هر نیم ساعت میرفتم اتاقش و جای خالیش میدیدم .

یا یهو بیدار میشدم و دنبالش میگشتم اشفتگی رو تموم کردم و اومدم سرکار یکم کارهام کردم و رفتم دنبالش اوردم بردم مهد گذاشتم 

گفتم دلت برا مامان تنگ نشده بود گفت چرا من که یک مامان بیشتر ندارم دلم برا کی تنگ میشه .

ای من فدای تو دردونه مامان قشنگ من زندگی من ....

کلی کار عقب افتاده دارم باید انجام بدم از دارو سازی بگیر تا جمع و جو ر کردن خونه و...

اخر هفته مهمان هم خواهم داشت  کلینیک هم باید برم از طرفی تولد بچه دوستم دعوتم 

که به خاطرش یک سفر 2-3 روزه خارج از کشور رو کنسل کردم سفرم تفریحی نبود کاری داشتم در کشوری همسابه که خوب کلا برنامم عوض شد . هرچند باید برم ولی یکم زمان میبره برم 

خسته ام اما هنوز بنزین تمام نکردم دلم خواب میخواد اما از اون بیشتر دنبال خواب ارامش هستم 

مرداد ماه زیبایی خواهد بود من شک ندارم .....

به پیشوازش میرم .

[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 14:39 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 58222