X
تبلیغات
زولا

نوشتن از روزهایم
 

دفاع انجام شد توشرایط حاد و افتضاح جسمی من مریض و ناتوان بودم بدجور،یک هفته تب سرماخوردگی استخون درد و استرس دفاع یک طرف سنجد مریض یک طرف دنیای من هم این وسط به هم ریخته .وسط دفاع دیگه از ضعف توان ایستادن نداشتم نشستم ولی بالاخره تمام شد 

یک سری مقاله ها کارشد یک سری کارها انجام شد و........

حالا من موندم و دلی که میگه ادامه تحصیل بده و شرایط بد خودم همه حوزه به هم ریختگی هست امیدوارم به زودی زود اوضاع خوب بشه طوری من بتونم خودم جمع و.جور کنم بتونم کاری از پیش ببرم 

امروز یلدای سنجد بود کلی پدر من درآورد برا یلداش و بعدم عکس و آتلیه پسرک توسط پیش دبستانی 

و حالا من موندم و یک دنیا تصمیم 

برام دعا کنید بیام بگم بیام بنویسم وبیام شاکر باشم 

تا یادم نرفته راهی و زنش هروقت دعوامیکنند اولین واکنش،زنش،پیام به من هست که خدا لهنتت کنه و..... انگار من گفته بودم راهی برو بگیرش 

و خود راهی هم که چهارتا بار من میکنه نه حوصله جفتشون  دارم نه وقت کل کل 

فقط،میدونم خدا خوب جایی نشسته 

ازش میخوام خودش،اینبار هم مثل همیشه یاورم باشه نیازمند مهربانی و کرامت خداوندم

[ شنبه 2 دی 1396 ] [ 19:58 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 65331