امشب دخترها و سنجد با التماس بهم میگفتن توروخدا یک راهی برای نجات ما پیدا کن دیگه خسته شدبم
واقعا نمیدونم چیکار کنم ؟! زندانی شدیم و بدبختی اینجاست هم شکنجه روحی میشیم هم شکنجه جسمی و هیچ راهی هم نیست
۲۸ مارس تولد دختر فرفری من بود فرشته زیبایی های من براش تولد گرفتم دوستان محدود اینجا رو دعوت کردم به بچه ها گفتم هیچ خرید ی نیست فقط کیک بزا فرفری و لباس براش و شام برا محدود آدمهایی اینجا می شناسیم
آخر شب میخواستم پست و استوری بزارم مردکروانب میگه چشم میزنند دروغ میگه شما نمیشناسید این از حسادتش هست چطور برا بقیه چشم نمیزنند برا این بچه رو میزنند ؟
منم پست گذاشتم تو اینستا و صبح قبل اینکه ببینه آرشیو کردم که اکرروزی بچم گفت برا بچگی من چیکار کردی حرفی برای گفتن داشته باشم
پسر کوچولوی من چند روزی دوباره توجه وتمرکز نداره دوباره حالش بد تقصیر این مرتیکه اما باز جیغ داد میکنه برای ما
امشب واقعا میخواستم بکشمش فقط کشتنش که دیگه نجاتمون میده و آروم میکنه مارو
چقدر دیگه صبر کنم چقدر ؟؟؟ خدایا نمیشنوی؟ خدایا تاکجا میخواهی جلو بری ؟!!!!
شب قدر دبشن بود با التماس ازش راهی خواستم برای نجات چرا نجات نمیده واقعا چرا من و بچه ها دیکه خسته شدبم اینها چند تا نوجوان و بچه کوچیک هستند که حق زندگی خوب رو دارند نه زندگی با این روانی
چرا هیچ جا صدای مارو نمی شنون ؟؟؟؟
سلام..خوبی سانیا؟؟
رابطه ات با دخترش چطوره؟؟
اگر شکایت کنید چی میشه؟؟
آن شاالله حل میشه
سلام مرسی عزیزم
رابطه ما والا قبلا اصلا خوب نبود اما الان خیلی خوبه و یکجورهایی عین بچه خودم هست
مشکل اینجاست این زمان شکایت اینقدر دروغ. افترا به من میبنده تا بیام اثبات کنم موهام سفید شده
این خیلی دروغ گو و تهمت زیادی میزنه
باهمین تهمت ها چند باری برام دردسر درست کرده
خیلی خیلی
من دلمنمیاد یکمورچه روبکشم چه برسه به آدم اونوقت این فکر میاد تو ذهنمخودم به هم میریزم
با سلام
خانم دکتر
دست بچه ها بگیر برو اداره پلیس بگو ما نیاز به حافظت داریم
این مرد این کار ها را با ما می کند
تولد مو فرفری مبارک باشد
سلام ممنون از لطفتون برا فرفری ما
والا من به اینم فکر کردم ولی کفتم که تهمت میزنه افترا میبنده خیل دروغ میگه و این بدتر میکنه همه چیز رو