کاش مچاله نشم

مدتی خیلی خستم خیلی فرسوده شدم از لحاظ مغزی 

این مردک حسابی عصبی میکنه من رو از در میندازن بیرون از دیوار می خواد بیاد تو 

مدت زیادی درگیری باهاش دارم بدجور جواب نمیدم بلاک میکنم از همه جا ولی باز هم بی‌فایده هست و مرتب رو مخ من میره 

میدونم با کسای دیگه هست ،جالبه تو عصبانیت عکس برا من میفرسته و بعد خودش پاک میکنه نمیدونه که من همیشه سئو میکنم و بعد اون دوباره جانماز از آب میکشه اصلا مهم نیست برام بودنش با بقیه و رفتارها و ...اصلا هیچ اهمیتی نداره واقعا 

در حال حاضر فقط توی تکاپوی جمع و جور کردن خودم از لحاظ مالی هستم 

هفته آینده وقت دکتر های فرفری و چشم دکمه هست و باید چند وقتی رو درگیر اونها باشم 

و بعد هم هنوز شهریه دانشگاه رو نتونستم اوکی کنم 

سعی میکنم این فشارها تو روابط من با بچه ها تاثیر نذاره میخوام خوش اخلاق باشم صبور باشم قاطی نکنم علی الخصوص این دوتا کوچیکه کا خیلی گناه دارند 

نمیخوام کمبودی داشته باشند و ...

تو یک شرکتی قرار بود به صورت آنلاین کار کنم که به خاطر این نشنالیتی مزخرف من قبول نکردن بله ایرانی بودن مصیبت شده متولد ایران بودن پاسپورت ایرانی 

حتی اقامت کشور دیگه ام تاثیری رو اصل ماجرا نداره 

نمیدونم  کی میتونم نفس راحت بکشم و بگم دیگه زندگی روتین امروز با چیزی سورپرایز میشم 

حس میکنم قلبم رو شکستن و قلبم مچاله میشه اخبار هربار با فحش ها و توهین ها هربار با سختی ها مچاله میشم و دوباره خودم رو صاف میکنم 

نمیدونم کی و کجا درست میشه اما مطمئنم درست میشه شک ندارم 

هردم از این باغ بری می‌رسد

برای من هر دم از این باغ ....

از هفته قبل که پیگیر کارها بودن مردک چون نمیتونست انجام بده و آدم‌ها رو دوباره ارجاع داده بود به سمت من 

البته منم مقداری پول گرفتم و انجام دادم . که این پول فقط تسویه مدرسه دخترها و دیپلم گرفتنشون شد و مدرسه دوتا کوچیکه و کتاب و لباس و ... یک قسط مدرسه سنجد 

من موندم و دانشگاه که پرداخت نشده ،من موندم و هزار جور مشکل 

این هفته هرجور شده باید دانشگاه رو پرداخت کنم ،و کلاس هام برم 

دنبال کار هستم هنوز نتونستم اوکی کنم 

البته من درامد متفرقه دارم ولی تو تخصص خودم ندارم 

دوستی دارم که خودش آژانس داره و کارهاش میده من انجام بدم و خداروشکر کمابیش پول بهم میرسه 

امروز براس خودش وقت سفارت گرقته بودم تا رفت و کارهاش انجام شد تا مرز سکته رفتم اما خداروشکر انجام شد 

مزدک که رفته بود برای ویزا گویا ریجکت شد و متاسفانه به فنا رفتیم امید داشتم ویزا بشه و بره اما نشد 

و اینجوری دوباره داره رو سر ما آوار شدن رو پیگیری میکنه که البته خوشبختانه اجازه ورود نداره 

واقعا تو کار این بشر موندم ،هرجور بالا پایین میکنم باز یک جور خودش رو بهم می‌چسباند 

و من بدجور خسته ام خیلی  خسته ها

وضعیت همه میدونم مشکل ساز هست اما اعصاب من خیلی مشکل ساز داره میشه 

خداروشکر میکنم تا اینجا رو تنهایی جلو رفتم امیدوارم بقیه اش هم  بتونم جلو برم و خدا کمکم کنه چون غیر خودش هیچ کسی رو ندارن و تنهام 

برادرم و مشکلی مردک براش بوجود آورده بود سر جاش دلم میخواد کلا هیچ کس اطرافم نباشه هیچ کس حوصله توضیح ندارم حوصله خودم هم ندارم 

کاش میشد یک جور ایم مرد بیخیال ما میشد و واقعا میرفت دنبال زندگیش ولی نمیره و هربار یک بازی 

کاش میشد 

میدونم خدایی از دستش نجات داد حتما راهی برام پیدا میکنه مطمینم

روزهایی که گذشت

هفته قبل خیلی پرمخاطره بود برام ، اول اینکه ایمیل زدم دانشگاه یک بحثی پیش اومد آنا رفع شد و من بالاخره پذیرش برا تخصص رو گرفتم .

البته تو پرانتز بگم سه روز بیشتر وقت ندارم برا واریز پول دانشگاه منم فعلا هیچ پولی ندارم .

سنجد مدرسه ای قرار بود قبول کنه نکرد و من دوهفته بکوب دنبال مدرسه بودم و بالاخره یک مدرسه خصوصی و متاسفانه خیلی گرون پذیرش رو اوکی کرد و قرار شد این هفته کارهای نهایی رو انجام بدم 

فرفری چشم دکمه مدرسه میرن از صبح تا ۶_۷ عصر خوشبختانه عادت کردن و مدرسه هم خیلی خوب بهشون میرسه 

بالاخره از وزارت بهداشت اینجا تونستم به عنوان پزشک رسمی اجازه کار رو بگیرم و الان فقط باید کفش آهنی بپوشم و برم دنبال بیمارستان و ‌کلینیک . اوضاع مالی خوب نیست هرجور شده باید کار کنم 

رفتم برا کارت اقامت هامون با سنجد رفتیم و متاسفانه مال من و سنجد کسری مدارک زدن و حاضر نبود بماند چقد. دربدر دنبال گشتم و بدو بدو کردیم از کسری عکس و مهر و .... بگیر تا یک نامه 

اما چشم دکمه و فرفری کارت هاشون اومد 

این روزها از صبح پلمیشم میرم بیرون دنبال کارها تا شب خیلی خستم خسته و هرروز خداروشکر میکنم که هدفمند بیرون میدم نه مثل قبل بی هدف فقط میرفتیم خرید و غذا و برمیگشتیم الان هزار جا کار دارم 

فقط کاش همین طور که کارها حقوقی و قانونی حل میشه مالی هم حل می‌شد 

دختر ها هم کارهای ثبت نام و امتحانات دیپلم تمام شد و الان باید هزینه ها پرداخت کنم که برن دانشگاه 

و من ماندم و یک کوه هزینه و منی که امید به خدا دارم 

مردک هم هرروز بهانه هایی میاره و زنگ میزنه یک بار عاشقانه یک بار فحش و یک بار تهدید هفته پیش بلاکش کردم و تمام ولی از تلفن دخترش زنگ میزنه و .... 

چون واقعا دیگه اعصابم رو به هم ریخته بود 

کردی کارت ترکیه من تلفن های خودم و اون برا آمدید بهش وصل کردی من پول نداشت و تلفنم قاطی کرده بود بهش پیام دادم گفتم من اللن نمیت نم پول جابجا کنم به حساب ترکیه ضرر نمیکنم تو بریز رو حساب کردی کارتم که قطع نشه تلفن ها 

گفت باشه و چون پول تو حساب دخترخاله اش هست دوبار هم یاد آوری کردم و پشت گوش انداخت منم تومانی نوشتم که تو بی لیاقتی و ... و بلاکش کردم وقتی دیده بود بلاک شده از همه جا با تلفن دخترش زنگ و تماس و التماس که تقصیر من نبود گقتم اونها نریختن و تقصیر من چیه و.... 

که البته من قانع نشدم و البته که نیم ساعت نشد پول به حساب کردی واریز شد . منم اعصاب نداشتم گذاشتم باشه و هرروز کلنجاررفنن رو دیگه نمیکشم خستم 

بارها گفتم برو دنبال زندگیت مثل ما که رفتیم ولی خوب گویا خر تر از من پیدا نمیشه چون اگر میشد این زنگ من نمیزد قطعا 

اینم اهم اخبار که گذاشتم یادم نره 

از کل هزینه های آخر ماه که ۲ روز مونده فقط اجاره خونه رو دارم و بس 

مدرسه ها و دانشگاه ها و قبوض و

.... همه مونده 

فقط توکل دارم خدا خودش حل کنه 

همین که پذیرش گرفتم و دانشگاه قطعی شد همین که اجازه کار گرفتم خودش هزاران شکر داره 

من مر امید و با توکل ادامه میدم