روزهایی که گذشت

هفته قبل خیلی پرمخاطره بود برام ، اول اینکه ایمیل زدم دانشگاه یک بحثی پیش اومد آنا رفع شد و من بالاخره پذیرش برا تخصص رو گرفتم .

البته تو پرانتز بگم سه روز بیشتر وقت ندارم برا واریز پول دانشگاه منم فعلا هیچ پولی ندارم .

سنجد مدرسه ای قرار بود قبول کنه نکرد و من دوهفته بکوب دنبال مدرسه بودم و بالاخره یک مدرسه خصوصی و متاسفانه خیلی گرون پذیرش رو اوکی کرد و قرار شد این هفته کارهای نهایی رو انجام بدم 

فرفری چشم دکمه مدرسه میرن از صبح تا ۶_۷ عصر خوشبختانه عادت کردن و مدرسه هم خیلی خوب بهشون میرسه 

بالاخره از وزارت بهداشت اینجا تونستم به عنوان پزشک رسمی اجازه کار رو بگیرم و الان فقط باید کفش آهنی بپوشم و برم دنبال بیمارستان و ‌کلینیک . اوضاع مالی خوب نیست هرجور شده باید کار کنم 

رفتم برا کارت اقامت هامون با سنجد رفتیم و متاسفانه مال من و سنجد کسری مدارک زدن و حاضر نبود بماند چقد. دربدر دنبال گشتم و بدو بدو کردیم از کسری عکس و مهر و .... بگیر تا یک نامه 

اما چشم دکمه و فرفری کارت هاشون اومد 

این روزها از صبح پلمیشم میرم بیرون دنبال کارها تا شب خیلی خستم خسته و هرروز خداروشکر میکنم که هدفمند بیرون میدم نه مثل قبل بی هدف فقط میرفتیم خرید و غذا و برمیگشتیم الان هزار جا کار دارم 

فقط کاش همین طور که کارها حقوقی و قانونی حل میشه مالی هم حل می‌شد 

دختر ها هم کارهای ثبت نام و امتحانات دیپلم تمام شد و الان باید هزینه ها پرداخت کنم که برن دانشگاه 

و من ماندم و یک کوه هزینه و منی که امید به خدا دارم 

مردک هم هرروز بهانه هایی میاره و زنگ میزنه یک بار عاشقانه یک بار فحش و یک بار تهدید هفته پیش بلاکش کردم و تمام ولی از تلفن دخترش زنگ میزنه و .... 

چون واقعا دیگه اعصابم رو به هم ریخته بود 

کردی کارت ترکیه من تلفن های خودم و اون برا آمدید بهش وصل کردی من پول نداشت و تلفنم قاطی کرده بود بهش پیام دادم گفتم من اللن نمیت نم پول جابجا کنم به حساب ترکیه ضرر نمیکنم تو بریز رو حساب کردی کارتم که قطع نشه تلفن ها 

گفت باشه و چون پول تو حساب دخترخاله اش هست دوبار هم یاد آوری کردم و پشت گوش انداخت منم تومانی نوشتم که تو بی لیاقتی و ... و بلاکش کردم وقتی دیده بود بلاک شده از همه جا با تلفن دخترش زنگ و تماس و التماس که تقصیر من نبود گقتم اونها نریختن و تقصیر من چیه و.... 

که البته من قانع نشدم و البته که نیم ساعت نشد پول به حساب کردی واریز شد . منم اعصاب نداشتم گذاشتم باشه و هرروز کلنجاررفنن رو دیگه نمیکشم خستم 

بارها گفتم برو دنبال زندگیت مثل ما که رفتیم ولی خوب گویا خر تر از من پیدا نمیشه چون اگر میشد این زنگ من نمیزد قطعا 

اینم اهم اخبار که گذاشتم یادم نره 

از کل هزینه های آخر ماه که ۲ روز مونده فقط اجاره خونه رو دارم و بس 

مدرسه ها و دانشگاه ها و قبوض و

.... همه مونده 

فقط توکل دارم خدا خودش حل کنه 

همین که پذیرش گرفتم و دانشگاه قطعی شد همین که اجازه کار گرفتم خودش هزاران شکر داره 

من مر امید و با توکل ادامه میدم

نظرات 3 + ارسال نظر
فاطمه دوشنبه 9 مهر 1403 ساعت 23:53

موفق باشی عزیزم ،خیلی وقتا به یادتم وبرات دعامیکنم.
ان شاالله خیلی راحت ترازاونی که فکرمیکنی مشکلاتت حل میشه

ممنون عزیزم . امیدوارم توکل به خدا دارم

غزل سپید یکشنبه 8 مهر 1403 ساعت 11:02

براتون خوشحالم بانو

ممنون از لطفتون

سلام یکشنبه 8 مهر 1403 ساعت 08:50

ماشاالله به این همه همت
خوشم می آید که از هیچ چیز باعث دلسردی ات نمی شه و هر چه سنگ بزرگ و کوچک جلو پایت را دور می کنی
طاقتت زیاد است
خدا را همیشه یاد کن و برو اولین کلینیک حتما پذیرفته می شوم
کار و درس و بچه داری و بی پولی همه با هم حل کردن سخته ولی خدا هم بزرگ است قدم برداری خدا هم هوایت را خواهد داشت
دعای من کمترین هم بدرقه راهت

ممنون از امیدی که بهم میدید
زندگی جریان داره و جای نا امیدی رو اصلا ندارم
گاهی فکر میکنم من حتی نمیتونم ناامید بشم چون باید ادامه بدم

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.