به فریاد برس خدا

 

دوستان گفته بودم این ادم  میخواد تهدیدم کنه این ادم میخواد باج بگره دیدین حرفم درست بود .

تو تلگرام پیام داده که میخواد بیاد سنجد بگیره . خدایا کجا نشستی ؟ خیلی سخته ببینی من ارامش دارم؟ خیلی سخته ببینی دارم زندگیم  میکنم ؟ خیلی سخته خدایا؟

خدایا کمکم کن من سنجدم رو از تو میخوام . خدایا مگه شب قدر گریه نکردم که بچم رو به من ببخش . خدایا کجا وایستادی...............

خدایا اینقدر سخته بخشیدن سنجد به من ؟

خدایا من منتظر معجزت هستم مثل همیشه .........................

خدایا ...

ماموریت من و روزهای .....


ماموریت اجباری افتاده به گردن من ...

تو این ماه رمضون واقعا سفر رفتن سخته واسم . هرچند یک روزه هست و روز سه شنبه میرم و تا شب برمیگردم ولی چون سنجد رو نمی برم استرس دارم و ناراحتم . یک ماموریت فورس ماژور و کاملا مسخره که من مطمئنم نتیجه ای نخواهد داشت . و از اون طرف هم یک مقدار از بن نقدی ماه رمضان رو نگه داشته بودند که افطاری بدهند متاسفانه افطاری مونده واسه 5 شنبه که خوب من مهمون دارم و دوستانم دارند میان و نمیتونم تو افطاری باشم. واقعا ناراحتم از تمام اینها .....

خدایا خدای مهربون من خودت این سفر را اسان کن و از طرف دیگه کمک کن به پسر گلم سخت نگذره وقتی نیستم خدایا من به تو امید دارم و توکل میکنم .

امروز با اون دوستی که مشکل مدرک داشت صحبت کردم میگفت تو جریانات کلی پشت سر من حرف زدند اینها اینقدر بی شخصیت هستند که با خودشون نمی گند من یک خانم هستم و ایشون هم دانشگاهی من بوده و قطعا پیشش ابرو دارم و میشینند بعد از 2 سال بدگویی من میکنند . خدایا کجایی؟ خدایا نمیخواهی نشون بدی؟ خدایا نمیخواهی جواب اینها رو بدی؟ خدایا باز هم سکوت کنم من که کاری با اینها ندارم خدایا تو شاهدی و میدونی که من چی دارم میکشم خدایا کمکم کن . ...

خدایا مگه نگفتی معالصابرین . مگه نگفتی تو با صابرینی پس چی شد؟ بیشتر از این صبوری کنم؟ چقدر دیگه تا کجا ....

خدای من خدای مهربون من توکل به تو دارم خودت کمکم کن ...

شبهای زیبای قدر

شب های قدر هم تمام شد ...

امید وارم همه حاجت گرفته باشند همه روزهاشون رو مقدراتشون خوب باشه ...

منم شب های خوبی داشتم شب های پر از اشک پر از امیدی که تو دلم نشسته بود پر از شادی ....

نمیدونم چه تقدریر برای یک سالم نوشته شد اما امید دارم امید به روزهای خوبی که در پیش خواهد بود روزهای پر از امید و شیرینی .

برای تعطیلات رفتم شهرستان چون هم پدر گرامی مراسم افطاری داشتند هم اینکه تعطیلات بود و باغ میوه پدر وسوسه میکرد برای رفتن .

نمی دونم شاید فکر من اشتباه باشه ولی ایا واقعا این مراسم های پدر من درسته؟ مراسم های پرتجملی که به نظر من واسه نشون دادن به دیگران هست...

در حالی که من دخترش تو سختی هستم و هیچ کمکی از سمتش به من نمیشه ....

پدر من میبینه تمام دلنگرانیهای من رو اما کوچکترین اهمیتی نمیده . واقعا چرا؟ ؟؟؟ مگه میشه مگه داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم که خدای مهربون همیشه حافظ من و یک دونه من هست . میدونم که خدا همیشه حواسش بهم هست و در بدترین شرایط بهترین ها رو واسم خلق میکنه همه اینها رو میدونم ولی خدایا چرا؟ وقتی پدر و یا برادری میبینم چقدر محکم روبروی دیگران می ایستند و از دختر یا خواهرشون دفاع می کنند لذت میبرم.. در صورتی من هیچ وقت این حمایت رو نداشتم نه از طرف پدر و نه برادر البته نه اینکه پدر و برادرم ادمهای بدی باشند نه اتفاقا پدر من شاهد بودم که واسه غریبه ها کمک زیادی کرده اما به من که میرسه انگار نه انگار.....

نمیدونم شاید زیادی سیلی بر صورت زدم و زایدی سرخم . با همه مشکلات همیشه سعی کردم خوب زندگی کنم خوب باشم و پسرم روزهای خوبی داشته بشه فکرکنم این توهم واسه پدرم شده که باید من کمکش کنم نه اون به من ...

میدونم که توجیح هست . هرچقدر هم من وضعیتم خوب باشه اما مسلما نیازمند حمایت هستم نه کم که بسیار .

خدایا شکرت برای تمام داده هایت برای تمام نداده هایت که میدونم بی حکمت نیست خدایا شکر برای همه چیز خدایا شکرت برای توان من برای وجود سنجد که بزرگترین  امید من هست . خدایا ممنونم برای همه چیز

دل شوره هام ....

وای خدایا لعنت به من با این دلشوره هام که بالاخره کاردستم میده

مدتی بود دلشوره امانم بریده بود کلافه بودم . بله دوستان دلایلش معلوم شد . جناب(نمیدونم بگم همسر سابق یا اون مردک یا ...)هرچیزی .

زمانی من با ایشون زندگی میکدم واسه شرکتی که میخواست با دامادشون بزنه من بیچاره مدرک یکی از بچه های دانشگاه رو گرفتم و بعد از مدتی هم که هم چیز به هم ریخت من اومدم و نشد مدارک ایشون رو بیارم همراه خودم ولی اعلام کردم ازش استفاده نکنید از طرف دیگه هم چون ایشون رو میشناختم میدونستم که نمیره امضا کنه و تا نره کسی نمیتونه گرید رو بده . اما مثل همیشه از جعل امضا و مستند سازی استفاده کردندو این بنده خد رو گذاشتند مدیر امل . که البته چون خودش داره شرکت میزنه الان فهمیده . منم تماس گرفتم با دامادشون گفت اگهی تغییرات میزنم وشنبه میدهم مدرک رو اما من که میدونم الان هول کردندو نمیدونند چکار کنند چون در هر صورت جعل کردند . این آقا هم میگه من شکایت میکنم . منم گفتم حتما این کار بکن چون داشتن جرم کیفری ایشونو اطرافیانشون کاملا به نفع من هست .....

خدایا نمیدونم چی بگم / خدایا ممنونم کهمن رو از اون زندگی جهنمی کشیدی کنار . خدایا چقدر تاالان این ادم جعل کرده ؟ چقدر سر این و اون کلاه گذاشته چقدر آخه؟

خدایا من چه گناهی کرده بودم که تجربه این زندگی رو باید میداشتم . همون هست که الان بههیچ کس اعتماد ندارم خدای من خدای مهربان من خودت ابروی من رو حفظ کن از دست این شیاطین ..

خدایا شکر میکنم بابت اینکه نجاتم دادی از زندگی پر از حرام و نکبت خدایا ممنونم که بچم با نون حلال بزرگ میشه

 

شب قدر

چقدر اولین شب قدر این رمضان به من چسبید البته من مسجد نمیرم هیچ جا نمیرم اما تو خونه خودم با تلویزیون احیا کردم  سنجد رو خوابوندم .

دیروز عصر که از شرکت رفتم به دلیل مشکلی که متاسفانه برای سنجد بوجود اومده بردمش دکتر و فعلا دکتر امپول داده تا زمانی که اگر خوب نشه باید عمل بشه و تا 4 سالگی باید درمان بشه . بیماری مردانه  که مادر زادی بود ودکتر گفته بود برطرف شده ولی انگار نشده .. دلم شکسته بود بچم بردم و تبلتش که مدتها بود خراب بود درست کردم واسش بستنی گرفتم و رفتیم امپول بزنیم خیلی گریه کرد . دلم اتیش گرفت . دل نگرانیها دل اشوبها مشکلات  مریضی بچنم همه با هم دست به دست هم دادند که ....

وقتی سنجد خوابوندم شروع کردم با تلویزیون جوشن خوندن وتو هر فرازش های های گریه کردم تا سحر بیدار بودم از خودش خواستم مصلحت رقم بزنه از خودش شفای همه مریض ها و پسرکم رو خواستم . گریه ها کردم وبعد با دلی سبک خوابیدم خیلی سبک . میدونم خودش میده میدونم  دست خالی برنمی گردونه میدونم ....نه تنها منکه هیچ کس رو دست خالی بر نمی گردونه

خدایا ممنون بابت تمام لطف هایی که درحقم کردی . خدایا ممنونم بابت همه چیز خدایا شکرت برای داده هات و نداده هات خدایا