بالاخره رفتم خونه جدید
روز جمعه یک خرداد بالاخره با اومدن چند تا کارگر و یک جورهایی دست تنها ...........
من تقریبا دست تنهابودم خوب برادر گرام که مشکل پیش اومد و نیومده بود ناچارا خودم دست تنها با کارگرها وسایل رو بردم به خونه جدید و عصر هم مشغول جابه جایی و مرتب کردن خونه جدید بودم . و خوب حدود 50% کارها انجام شد واقعا قابل تصور نبود چون اشپزخونه و پذیرایی رو تقریبا چیدم و مرتب کردم یک سری خورده کاری مونده که طبیعی هست . ام اتاقها دست نخورده هست . سنجد بینوای منم دیشب رفته تشک اورده و میگه مامانی تخت نداریم بیا رو زمین بخوابیم . دیر وقت خوابیدم و خوب صبح هم توان اومدن سرکار نداشتم اما چاره ای هم نبود و بالاخره کشان کشان خودم رو رسوندم سرکار
خدارو شکر که بالاخره اسباب کشی انجام شد خدا رو شکر که بالاخره از پله ها نجات پیدا کردم .
خدایا ممنونم بابت توانی که بهم دادی تا بتونم با کمک خودت و نه بنده هات خونه رو جا به جا کنم . خدایا ممنونم به خاطر در رحمتت که همیشه به روی من باز هست خدایا برای همه چیز ممنونم ..........
این روزها رو دور تند افتادم خیلی استرس دارم . ....
این جابه جایی شلوغی سرکار و معلوم نبودن قراردادها مون شده یک معضل اما در این میان اتفاقات خوب داره میافته یکی از دوستان گلم رو تو این هفته دیدم . وخوب از دیدن روی گلش خیلی خوشحالم . یک دوره نهایی داشتم که کلاسهاش از 4 شنبه شروع میشه البته هرچند یک خورده شرایط واسه من سخت میشه چون سنجد باید مهد بمونه اون هم دوشیفت ولی خوب زمان کوتاه هست و کلا دوروز در هفته این اتفاق میافته که اگه بتونم کسی بیاد و پیش سنجد بمونه خوب خیلی بهتر میشه ولی درغیر اینصورت باید سنجد تو مهد بمونه این زمان رو ...
هنوز رنگ خونه اماده نیست هنوز وسایل جمع نشده ولی من امیدوارم و خیلی دوست دارم یک زی زی گولو پیدا بشه و خونه جابه جا بشه که کلا یک ارزوست جدی نگیرید....
خدارو شکر میکنم بابت توانی که بهم داد به خاطر وجود گل سنجد به خاطر این روزهای خوب به خاطر امیدی که به زندگی در من قرارداده و به خاطر همه چیزهای خوبی که دارم .
خدایا شکرت میدونی که تنها پناه من تو دنیا تویی به خاطر همه چیز شکر...............
و صاحب خونه بیشتر از اولویت مبلغ اولویت مستاجر خوب بوده واسش و من بیچاره با کلی تحقیق و تفحص انتخاب شدم . خونه خیلی کثیف و خراب هست . خوشبختانه یکی از اشناها قبول کرد رنگ کنهو من فقط هزینه رنگ بهش بدم نه دستمزد که من مبلغی رو در نظر گرفتم پایان کار بدهم . کلیه شیر الات تعمیر شد . قبض های معوقه پرداخت شده . کلیه لامپ ها وصل شد و من واسه اخر این هفته دارم میرم خونه جدید انشالله . البته هنوز وسایل جمع نکردم و مشغول هستم تا پنج شنبه حسابی درگیر خواهم شد
تو این روزها حسابی دوستان رو شناختم اصلا نمیدونم چرا؟.... اینجوری شدم حس میکنم به نسبت اینکه منم دارم واسه دوستانم وقت میذارم توقع وقت گذاشتن دارم. توقع ندارم اذیت بشم و.... نمیدونم باید توقعاتم رو پایین بیارم . از یکی از دوستان خیلی ناراحتم حسابی بهم برخورده رفتارهاش . البته بهتره فعلا سکوت کنم بعدها ببینم چی پیش میاد تو شرکت هم حسابی سرمون شلوغ هست و کارها از قبل بیشتر شده و من هم سرم شلوغ تر....
باز هم ممنونم از خدای مهربان برای تمام لطفی که به من داره بابت روزهای خوبی که واسم خلق کرده بابت خونه که اینقدر خوبجور شد بابت وجود سنجد عزیزم و....
خدایا ممنونم و نمیدونم چه جوری شک رکنم تویی که همیشه حافظ من هستی خدایا ممنونم
دوستانی که نمیدونند من از کجا اومدم میتونند به این ادرس مراجعه کنند
rahasokhandan69.blogfa.com
دوستان عزیز سلام . من اومدم . با توجه به خرابی بلاگ فا و اینکه اذینت میکرد دوستان گلم اومدم به بلاگ اسکای هنوز خدمتش نمیدونم فقط امیدوارم اینجا دیگه خوب کار کنه ....
البته بلاگ فا رو نگه میدارم تا اطلاع ثانوی و اگر امکان داشته باشه لینک میکنم به اینجا