X
تبلیغات
رایتل

نوشتن از روزهایم
 

باز رو دور تندم .دیروز رفتم بیرون کلی وسایل دارو میخواستم چند جا کار داشتم ..سنجد همراه دوقلوها و دوستان اومد به محلی که گفته بودم عملا بیچاره ها فقط سنجد رو چرخوندن  و بهش رسیدن تا من کارهام رو انجام بدم ...دیگه خیلی دیر وقت شد اومدیم خونه و سنجد رو سریع خوبوندم چون شامش رو با بچه ها خورده بود خودم یکم جمع و جور کردم مریض داشتم و بعد هم دیگه لباس تو لباسشویی و....

تا حدود 3 که خوابیدم ،امروزم از صبح بیدار شدم و سرکا راومدن و هزاران کا رمانده برای انجام ...

امروز از صبح دلدرد و حالت تهوع و دلپیچه دارم امیدوارم مریض نشم که با این مهمون ی اخر هفته دیگه فکر کنم بمیرم کلا من ....

شایدم مرخصی گرفتم رفتم خونه بس که حالم بده ....

باز هم خدارو شکر هنوز دوشنبههست و اگه امروز بخوام مرخصی بگیرم تا اخرهفته وقت زیاده دعا کنید که من نیوفتم از پا ..

خدایا ممنونم برای همه چیز برای کمک هات برای روزهای خوبم برای تمام چیزهایی که بهم هدیه دادی خدای ممنونم خدای مهربون من شکر

خدایا فقط یک سوال من دیروز خیلی چیزها دیدم و طبق معمول به جا ی حسرت خوردن اول سکوت کردم و بعد تامل ولی من نمیدونم عدالته یا هرچیزی که تو بهترش رو میدون یشنیدم حکمته ...منبه تمام اینها شکر میکنم ولی قربون شما فکر نمیکنی این حکمت شما گاها دهن بنده رو بسی بسیار مشعوف به اسفالت کردن نمودند.....

دهن من نه ...خیلی ا زبنده هات هستند میدونم بدتر از من اسفالت هم یشدندی مردان زیادی که واقعا زندگی روی بدی رو بهشون نشون میده ودر کنارش یکی واسه سگش حاضره یک مستخدم بگیره واسه 1 هفته حدود 4 میلیون پول بده که مواظب سگه باشه /.حیف زا سگ میترسم وگرنه شک نکنید 4 میلیون رو خودم میگرفتم والا ....هرچقدرم سگش پاکوتاه و خوشگل باشه چندشم میشه


[ دوشنبه 10 خرداد 1395 ] [ 11:15 ] [ sania ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 58869